عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٤٥ - احكام عاريه
ترجمه:
فرع
اگر بين ودعى و مالك در ردّ امانت نزاع واقع شد قول ودعى را با خوردن قسم مىپذيرند.
كتاب عاريه
الفاظ اين عقد نيز منحصر و معدود نيستند.
شرايط معير
شرط است معير (عاريه دهنده) كامل و جايز التصرف باشد ولى عاريه دادن طفل با اذن ولى جايز است.
شرط مورد عاريه
عينى كه عاريه داده مىشود لازم است از اشيائى باشد كه بتوان با حفظ و بقايش از آن انتفاع برد.
احكام عاريه
الف: مالك مىتواند هر وقت كه بخواهد در عاريهاش رجوع كند مگر در عاريه دادن زمين براى دفن ميّت كه بعد از دفن و ريختن خاك در حفره حق رجوع ساقط مىگردد.
ب: عاريه در دست مستعير امانت بوده لذا وى ضامن نمىباشد مگر در صورتى كه تعدّى يا تفريط كرده و بدين سبب ضررى به آن وارد شده باشد در نتيجه اگر مستعير زمينى را عاريه كرد مىتواند در آن درخت كاشته يا زراعت نموده يا بنا و ساختمان احداث كند.
ج: اگر معير براى مستعير جهتى را به منظور استفاده از عاريه معيّن كرد وى حق ندارد از آن تجاوز كند.
د: مستعيرى كه زمينى را عاريه نموده و در آن درخت كاشته و بناء احداث كرده مىتواند درختان و ساختمان را بفروشد اگر چه به غير مالك يعنى به غير معير بفروشد.
ه: اگر به واسطه به كار گرفتن و استعمال نمودن مستعير عين مورد عاريه ناقص شود وى ضامن نيست.